700e8449-c9d7-4888-ad7a-9ff64d5b2d9b

معرفی المان همنشین

المان همنشین

پادکست دلنشین المان همنشین رو بشنوید

بین همۀ قصههای دنیا، تصویری غمگینتر از این نیست که تنهایی را همنشین آدم‌ها ببینیم.

آدم‌هایی که جدا از هم، در کوره راه‌های زندگی گم می‌شوند و آرزوهایشان مدت‌هاست که از یاد رفته. ‏آدم هایی که حرف مشترکی برای گفتن ندارند و معلوم نیست از کدام نقطۀ تاریخ راهشان را از هم جدا کرده و از همنشینی و همدلی و همدلی، دل کندهاند. بی همنشینی هزار و یک چهره دارد، اما با هر چهرهای تنهایی راه به جایی بردن، مهیب و طاقتفرساست. وقتی می‌شود در مسیر زندگی دل داد به حضور همنشینی، می‌شود به وقت خستگی به او تکیه کرد و به وقت اشتیاق مراقب او بود، چرا باید ترس و تاریکی تنهایی را به جان خرید؟

اما اگر هدفمان از پیمودن مسیر زندگی رسیدن به رشد و تعالی ست، نباید فراموش کنیم که همنشینی قواعد و آداب، راه و رسمی دارد. .

میان این همه آداب، قانونى داريم كه هميشه ثابت است: ما آدمها به همنشینهایمان عادت می کنیم. اهلیِ آنها میشویم.

و این یعنی انتخاب همنشین راه رفتن روی لبۀ تیغ است.

ما شبیه همنشین هایمان می‌شویم.  پس اگر نشست و برخاست و همراهی با آدم‌های کم بها و راه گم کرده را انتخاب کنیم، کلاهمان پس معرکه است. به جای پیش رفتن در مسیر رشد و بالندگی، به گمراهی عادت می‌کنیم.

اصلا گمراهی برایمان میشود همان همیشگی! ما قرار نیست به خاطر انتخاب یک همنشین نادرست تبدیل به یک انسان خودبین، دروغ‌گو، اهل ریا یا ایرادگیر شویم. انتخاب ما همنشینی با شادی و انگیزه ، همراهی با امید و خوشبینی است.

ما فراموش نمی‌کنیم شخصی که به جای مرغ‌های زمین‌گیر با عقاب‌ها همنشین شود، پرواز خواهد کرد..

ایستگاه همنشین از 7 استوانه شیشه ای تشکیل شده است که راه هرکدام از دیگری می گذرد و باید برای وارد شدن به هرکدام از خانه ها، باید از در قبلی عبور کرد. داخل استوانه ها نوشته های انگیزشی برای رسیدن به هدف قرار دارد.

20220319_095323

معرفی المان صبر و ایثار

المان صبر و ایثار

پادکست دلنشین المان آشیانه رو بشنوید

ما آدم‌ها قربانی نبودن عزیزانمان هستیم. دلتنگ نرسیدنشان، ترسان از لرزش آشیانی که در برابر باد ساخته‌ایم. فصل‌های زندگی که پشت هم می‌روند و می‌آیند، در ازدحام کوچ پرندگان، آدمها کبوترانی که در دلشان، لانه گذاشته بودند، گم می‌کنند.  قصه هرکدام از ما اگر برسد به تعلیق یک آشیانه خالی میان دهلیزها گرفتۀ قلب.، بیهودگی دست روزگارمان را خواهد گرفت.

قصه آن‌جا شیرین می‌شود که دو پرنده آزادانه در آشیانۀ قلبمان بمانند. اگر پرشکسته و مغمومند، تیمار شوند و التیام پیدا کنند، اگر کز کرده‌اند در گوشۀ انزوا، به شور عشقی، بال و پر بگیرند. نعمتِ این رنج سرانجام ما را به آرامش خواهد رساند. آرامشی که حاصل از رضایت است.

رضایت مقام راضی بودن است از هر آنچه تقدیر خداوند سر راه ما قرار می‌دهد.  و خوشبختی جز رضایت نیست. اگر راضی بمانیم روزی همین حوالی، کبوتر رفته به آشیانه باز می‌گردد. ایوان خانه پر از شکوفه‌های سیب می‌شود.  خندیدن سراغی از ما خواهد گرفت. و اگر شکرگزار این رضایت و خوشبختی باشیم، آفتاب از سمت آشیانۀ ما طلوع خواهد کرد. دست‌هایمان از ترس و تردید و اضطرا، نخواهد لرزید. و دلمان خوش خواهد ماند به آواز آرامِ گنجشک‌هایی که به جای جیک جیک مستانۀ بهار، تصمیم گرفته‌اند تا دیر نشده آشیانۀ زمستانی‌شان را  سر و سامان بدهند.

گنجشک‌هایی که دیگر هرگز دست و دلشان از ناامنی و ویرانی، از باد و باران و زمستان، از کینه و دشمنی کلاغ ها نمی‌لرزد.  ما ایمان داریم اگر آشیانه‌ها محکم و با ثبات باشند نه فقط گنجشک‌ها که کلاغ‌ها هم روزی به خانه امنشان خواهند رسید.

ایستگاه آشیانه، سازه‌ای‌ست برای سنجش آرامش. این المان براساس بازی اعصاب سنج طراحی شده و دارای 7 مرحله است که پس از پایان هر مرحله، پرنده روی سازه، آواز می خواند.

اااا

معرفی المان آشیانه

المان آشیانه

پادکست دلنشین المان آشیانه رو بشنوید

ما آدم‌ها قربانی نبودن عزیزانمان هستیم. دلتنگ نرسیدنشان، ترسان از لرزش آشیانی که در برابر باد ساخته‌ایم. فصل‌های زندگی که پشت هم می‌روند و می‌آیند، در ازدحام کوچ پرندگان، آدمها کبوترانی که در دلشان، لانه گذاشته بودند، گم می‌کنند.  قصه هرکدام از ما اگر برسد به تعلیق یک آشیانه خالی میان دهلیزها گرفتۀ قلب.، بیهودگی دست روزگارمان را خواهد گرفت.

قصه آن‌جا شیرین می‌شود که دو پرنده آزادانه در آشیانۀ قلبمان بمانند. اگر پرشکسته و مغمومند، تیمار شوند و التیام پیدا کنند، اگر کز کرده‌اند در گوشۀ انزوا، به شور عشقی، بال و پر بگیرند. نعمتِ این رنج سرانجام ما را به آرامش خواهد رساند. آرامشی که حاصل از رضایت است.

رضایت مقام راضی بودن است از هر آنچه تقدیر خداوند سر راه ما قرار می‌دهد.  و خوشبختی جز رضایت نیست. اگر راضی بمانیم روزی همین حوالی، کبوتر رفته به آشیانه باز می‌گردد. ایوان خانه پر از شکوفه‌های سیب می‌شود.  خندیدن سراغی از ما خواهد گرفت. و اگر شکرگزار این رضایت و خوشبختی باشیم، آفتاب از سمت آشیانۀ ما طلوع خواهد کرد. دست‌هایمان از ترس و تردید و اضطرا، نخواهد لرزید. و دلمان خوش خواهد ماند به آواز آرامِ گنجشک‌هایی که به جای جیک جیک مستانۀ بهار، تصمیم گرفته‌اند تا دیر نشده آشیانۀ زمستانی‌شان را  سر و سامان بدهند.

گنجشک‌هایی که دیگر هرگز دست و دلشان از ناامنی و ویرانی، از باد و باران و زمستان، از کینه و دشمنی کلاغ ها نمی‌لرزد.  ما ایمان داریم اگر آشیانه‌ها محکم و با ثبات باشند نه فقط گنجشک‌ها که کلاغ‌ها هم روزی به خانه امنشان خواهند رسید.

ایستگاه آشیانه، سازه‌ای‌ست برای سنجش آرامش. این المان براساس بازی اعصاب سنج طراحی شده و دارای 7 مرحله است که پس از پایان هر مرحله، پرنده روی سازه، آواز می خواند.

ششش

معرفی المان نفرپنجم

المان نفرپنجم

پادکست دلنشین المان نفرپنجم رو بشنوید

یک دست صدا ندارد! ما از دیرباز به مفهوم این گزاره باور داشته‌ایم و این یعنی تعاون و همدلی و همکاری در تجربه و باور ما نسبت به جهان، جایگاه ویژه و ارزشمندی دارد. برای رسیدن به روشنی و نور هم باید همراه و همدل بود؛ درست مثل سی پرندۀ قصۀ منطق‌الطیر باید هم‌پرواز و همراه شد تا به تجلی سیمرغ، به روشنی نور و ارتفاع موفقیت رسید.

همکاری و همراهی و وحدت، خصوصیتی‌ست  که ریشه در طبیعت و روح ما آدم‌ها دارد. وقتی برای انجام کاری دست به دست هم می‌دهیم یه جورایی انگار نهرها و چشمه‌های انرژی رو با هم پیوند می‌دهیم و یه اقیانوس وسیع رو می‌سازیم… کیه که ندونه کارایی و زیبایی دریا چندین بار بیشتر و بهتر از نهرهاییه که به تنهایی راه خودشان را می‌روند؟!

وقتی قراره برای رسیدن به هدفی دست در دست هم بگذاریم، قبل از هرچیز خلوص نیت و پاکی هدف اهمیت دارد. وقتی کاری با دست‌های به هم گره کرده و روحیۀ همکاری و مشارکت انجام می‌شود تاثیرش در جامعه تماشایی‌تر است و دیگران را مجذوب خودش می‌کند…

از آن‌جا که همدلی و تعاون در جامعه ما ریشه در معنویت و همدلی با دستورات الهی دارد، جلوه‌های زیباتر و گسترده‌تری هم پیدا می‌کند و بهترین توصیه است برای زمان‌هایی که بحران گریبان تولید و اقتصاد یا حتی فرهنگ و زندگی روزمره‌مان را می‌گیرد…

مطمئن باشیم وقتی پای همراهی و همدلی در میان باشد با گذشت زمان هیچ مانعی سر راه رسیدن به هدف‌های سبزمان باقی نمی‌ماند! دست به دست هم دادن یعنی وحدت کلمه! یعنی ایستادن همدلانه پای ارزش‌های اخلاقی و انسانی. یعنی برادرانه دست به دست هم دادن و دل به یک هدف مشترک بستن. همان‌طور که خود خداوند از ما خواسته و گفته: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة!

و شاعر سروده: این قرار داد تا ابد میان ما برقرار باد

 چشم های من به جای دست های تو !

من به دست تو آب می دهم ؛

 تو به چشم من آبرو بده !

من به چشم های بی قرار تو قول می دهم

ریشه های ما به آب شاخه های ما به آفتاب می رسد

ما دوباره سبز می شویم!

 

ایستگاه نفر پنجم، شامل سه پیکره است که روی دوش هم قرار گرفته اند تا روشنی ماه را به او برگردانند. شخصیت چهارمی در این المان هست که با فاصله روبروی این افراد نشسته است. مخاطب باید در بین این فرد و آن سه کاراکتر قرار گرفته و دستان آن ها را بگیرد تا باعث روشن شده ماه روی دستان شخصیت‌ها شود.

b4696f70-a8a7-4563-8630-1fe6c6a8e616

معرفی المان فرشتگان سلامت

المان فرشتگان سلامت

پادکست دلنشین المان فرشتگان سلامت رو بشنوید

سرتان سلامت که ماندید!

سوگند به ایمان و عشق و آزادی و به خدایی که برای همۀ ما خوب می‌خواهد، در دل شما نوری بود که قلب ما را نشانه گرفت.

حضورتان در میان تاریکی وحشت و ترس، چراغی روشن کرد.

ماندنتان در سرمای بیماری و تنهایی، در دلمان شعله‌ای بر افروخت.

قصه‌های روشنتان میان خستگی و درد و رنج روزگار ویروس، آفتاب را به آسمانمان دعوت کرد و روشناییِ بی پایان تلاشتان راه درمان شد.

ما از شما آموختیم برای باز کردن دریچه‌های قلبمان به سمت مهر و آشتی، باید عطوفت و ایثار و شوق بیاموزیم.

شما به یاد دادید که پزشک و بهیار و پرستار فداکار و بی توقع در هر زمانه ای پیدا می‌شود.

سروش‌های عافیت که همه به اقتضای حالمان از مهربانی و دلسوزیشان بهره برده‌ایم

آن‌ها که همیشه پشت درد و تنهاییمان ایستاده‌اند. آن‌ها که ماه‌هاست سلامت خودشان را به لبخند و شادی ما گره زده‌اند.

آن  ها که تیمار دار تردید و دلشکستگیمان شده‌اند…

فرشتگان بی توقع سلامت و زندگی ما…که آرزو می‌کنیم روز و ماه و سالشان بی بهانه مبارک و فرخنده باشد.

آرزو می‌کنیم که زندگی و جهانشان به سوی سبز شدن متحول شود و حال دلشان به احسن‌ترین حال‌ها برسد.

آرزو می‌کنیم خودشان هم سلامت بمانند و هرکجا پرسیدند “چه خبر؟”، اما نه از روی عادت، که از روی آگاهی، با لبخند بگویند “سلامتی”…!

آرزو می‌کنیم روزهای تلخ گذشته، در گذشته‌ها جاخوش کنند و جز یاد و خاطره‌ای برای عبرت، چیزی از آن‌ها باقی نمانَد.

فراموش نکنیم حضرت رسول(ص) فرمودند: کسی که یک شبانه روز از بیماری پرستاری کنه خداوند او رو با ابراهیم (ع) محشور خواهدکرد و او همانند نوری خیره کننده و درخشان از صراط عبور می‏کنه.

ایستگاه فرشتگان سلامت، پاسداشتی است از تلاش و فداکاری کادر درمان در مدت شیوع ویروس کرونا. در قسمت پایین این سازه جایگاهی تعبیه شده است که با ترسیم نقاشی توسط مخاطب و قرار دادن برگه نقاشی در محفظه شیشه ای، قسمت قلب المان روشن می‌شود.

70f2c8bf-7a11-4253-a2b9-7696e826f16a

معرفی المان زیبا بین

المان زیبا بین

پادکست دلنشین المان زیبا بین رو بشنوید

زیبابین یا کِلایدِسکوپ ابزاری نوری است که با قوانین ساده فیزیک، بازیچه دواران کودکی بسیاری از ما بوده است. زیبا بینها خوب بلد بودند ما نسل‌های بیگانه با فناآوری‌های پیچیدۀ این روزگار راه با جادوی خود به رویا ببرند.

زیبابین، شامل دایره‌ای از آینه‌ها و اشیای رنگی و نامتصل هم‌چون تیله، مهره، خرده‌شیشه و تکه کاغذ  بود که بازتاب نور به آن‌ها الگوهای رنگارنگی را پدید می‌آورد.

تصاویری با تقارن مرکزی که ما را مسحور خطوط تقارن محوری و نظم هندسی اشیا می‌کرد.

ساده‌ترین نوع زیبابین از اتصال سه آینه به صورت مثلث و با سطح بازتابانندۀ رو به داخل، ساخته می‌شد و با قرار دادن جسم کوچکی در فضای بین آینه‌ها می‌شد بازتاب آن را مشاهده کرد.

با قرار دادن آینه‌ها با زاویه ۴۵ درجه، هشت تصویر تکراری از یک جسم پدید می آمد، شش تصویر در ۶۰ درجه و چهار در ۹۰ درجه. با چرخاندن لوله زیبابین، روی هم افتادن تصاویر رنگی باعث نمایاندن الگوها و رنگ‌های متنوعی به چشم بیننده می‌شد.

سر دیوید بروستر، مخترع اسکاتلندی در سال ۱۸۱۷ میلادی این وسیله را کِلایدِسکوپ نام‌گذاری کرد.

لوله هایی که برای ساختن اکثر کالیدوسکوپ ها مورد استفاده قرار می گیرند، معمولاً 25 سانتیمتر طول و 5 الی 8 سانتیمتر قطر دارند.

 

کالیدوسکوپ ابزار جذابی برای طراحان است. به علاوه کودکان هم می توانند از آن به عنوان یک اسباب بازی سرگرم کننده استفاده کنند.

جادوی تصاویر زیبابین از زیبایی غریب هندسۀ فراکتال‌ها ناشی می‌شود

ساختاری هندسی که هر بخش از آن با کل‌اش همانند است. سامانه‌ای تو در تو از شیوۀ تکرار برای رشد و تغییر، استفاده می‌کند.

برای استفاده از زیبابین ناظر به یک سر دستگاه نگاه می کند و نور به انتهای دیگر دستگاه وارد می شود و از آینه ها بازتاب می شود. با چرخاندن لوله و غلتیدن مهره های رنگی رنگ ها و الگوهای متفاوتی به چشم ناظر پیشکش می‌شود.

 الگوها و طرح های رنگارنگ تولید شده با قوانین ساده، زیبابین را در هر روزگاری پر از شگفتی‌های تماشایی، زنده نگاه می‌دارد.

در ایستگاه زیبابین مخاطب با قرار گرفتن در پشت دوربین سازه و چرخاندن دستگیره، ترکیب‌هایی رنگی و رویایی از نور را تماشا می‌کند.

521cb398-379a-4a7c-b3c7-a7e9b8c579ce

معرفی المان علم و ادب

المان علم و ادب

پادکست دلنشین المان علم و ادب رو بشنوید

قصه‌ها می‌گویند مردمی باشید که از عمق وجودتان دوست دارید باشید. مردمی باشید که به خودش بودن، افتخار می‌کند. مردمی باشید که هرگز برای “خودش بودن” از بیگانه‌ای اجازه نمی‌گیرد. مردمی باشید که آن‌قدر عشق و شادی در وجودش دارد که هرگز آن را از دیگرانی که نمی‌شناسد، درخواست نمی‌کند.

ما مردم فقط با این نگاه در کنار هم تغییر می‌کنیم؛ رشد می‌کنیم.

درست مثل نهال‌های کوچک، پوسته‌های پیر و کهنه را می‌شکافیم و دور می‌ریزیم و هر بهار جلوه‌ای تازه ‌پیدا می‌کنیم؛ بی‌وقفه بالنده‌تر، بلندتر، قوی‌تر و صد البته زیباتر می‌شویم. و درحالیکه آسمان را عاشقانه‌تر و گسترده‌تر در آغوش می‌کشیم، روشنایی آن را با همه شاخ و برگ‌های خود مشتاقانه، لمس می‌کنیم.

کوتاه و کوته فکر ماندن، رسم ما مردم این دیار نیست. سرنوشت ما، سرنوشت قله‌هاست.

سرنوشت بلندایی امن و با وقار!

اگر حواسمان جمع آن‌ها که از میان ما به قله‌های علم و ادب و اندیشه و افتخار رسیده‌اند، نباشد، پرتِ روزمرگی می‌شویم.

آن وقت است که از رشد و قد کشیدن باز می‌مانیم. به وقت پیدا کردن جای پارک خودمان را گم و به جای اندیشه‌ها به کارت های اعتباری مان افتخار می‌کنیم.

لابه‌لای دغدغه‌های رشد نیافته، خانواده می‌سازیم؛ حتی جرات می‌کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم.

نه قد و قوارۀ ما مردم این سرزمین خیلی بلندتر از این حرف‌هاست.

آن‌قدر بلند و وسیع که می‌توانیم تماشاچی انعکاس خداوند در هستی باشیم.

آن‌قدر که هم‌قدم بهار که جوانه‌ها رشد می‌کنند و صدای چلچله‌ها که از دور دست به گوش می‌رسد با افتخار می‌ایستیم… با کمک دست‌های نامرئیِ با هم بودن، هر غیرممکنی را ممکن می‌کنیم و همه با هم به اوج می‌رسیم.

فراموش نکنیم اگر می‌خواهیم علم، ادب و فرهنگ را احیا شود باید در نخستین گام مفاخر و اندیشمندان این مرز و بوم را در چشم و دل همۀ مردم زنده کنیم.

باید همه را به این درک برسانیم که جهان امروز ما به بزرگانی شبیه فردوسی و خواجه نصیرالدین توسی نیازمند است.

 یادمان نرود هویت ملی بدون در نظر گرفتن هویت علمی و فرهنگی بی‌معناست و ملت بی هویت پوسته شکننده‌ای است که با هر بادی می‌شکند.

با همین تدبیر، ایستگاه علم و ادب، نیکوداشتی‌ست برای مفاخر علم و ادب و فرهنگ خراسان. در این سازۀ هنرمندانه یکی از شخصیت‌ها در حال مطالعه و شخصیت دیگر در حال مطالعه روزنامه است.

دو کیو آر کد در این اثر قرار می گیرد، یکی از کیو آر کدها به اطلاعات مفاخر علم و ادب مشهد و کیو آر کد دیگر به اطلاعات روزنامه شهرآرا وصل می شود.

7ec00dc4-8077-4c92-97f2-58c35d7f3891

معرفی المان بهار مردمان

المان بهار مردمان

پادکست دلنشین المان بهار مردمان رو بشنوید

اغلب ما در زندگی یک “منتظر” همیشگی هستیم. خیلی از دقایق و ساعت‌های عمر کوتاه ما صرف انتظار کشیدن می‌شود.

انتظار برای رسیدن بهار، پیامک واریز حقوق، تعطیلات بعدی، شغل بهتر، یک رابطه ارزشمند یا موفقیت.

میان این همه انتظار، گاهی آدم دلش یک اتفاق خوب می‌خواهد، یک پیشامد ساده که از روزمرگی نجاتش بدهد.

یک اتفاق که ناغافل از راه برسد و حال دلش را عوض کند. یک اتفاق که مثل شکوفه‌ زدن درخت باغچه حوالی بهار، وجودش را گرم کند و یک لبخند واقعی روی صورتش بنشاند. در زندگی خیلی وقت‌ها، خیلی‌ها منتظر رسیدن این اتفاق هستند؛ اتفاقی که شاید درست ندانند چیست، اما باور دارند که اگر از راه برسد، حالشان را خوب می‌کند.

این اتفاق هرچیزی می‌تواند باشد؛ دیدن دوبارۀ یک دوست، رسیدن دوباره دسته‌های نرگس به گل‌فروشی‌ها؛ بیقرار شدن از یک عشق یا فرج امامی که حتی زمین قرن‌هاست چشم انتظار قدم‌های اوست.

انتظار همان عشق واقعی‌است. مهم نیست چقدر طول بکشد، مهم این است که عشق واقعی ارزش انتظار را دارد!

و چه عشقی بالاتر از دل خوشی و خوشدلی برای تمام آدمها!

چه عشقی بالاتر از حکومت صلح بر اقلیمِ قلب‌ها!

چه عشقی بالاتر از این‌که باشیم و کسی که تمام عمر منتظرش هستیم بالاخره همراه چلچله‌های بهاری از راه برسد!

کمک گرفتن از زیبایی‌های طبیعت به ویژه گل‌های زیبا و رنگارنگ برای قوت بخشیدن به مضامین عاشقانه و عرفانی رسمی دیرینه است، در این میان و از میان گل‌ها، گل نرگس برای ما نماد عشق و زندگی و انتظار است.  

نماد رسیدن بهار برای همۀ مردم.

ایستگاه بهار مردم با همین نگاه طراحی شده است. عناصر موجود در این المان با نمادهایی مربوط به مهدویت آمیخته‌است. فردی که سربند یامهدی دارد و بدنی تاریک و آسمانی که قلب آن می درخشد، عناصری چون شمسه 14 پر که نماد چهارده معصوم بوده و گل نرگس در این سازه به چشم می‌خورد.

تعامل این المان به گونه ای است که فرد با قرار گرفتن در محل جایگاه با عث روشن شدن قاب المان می شود.

سس

معرفی المان  مدافعان حرم

المان مدافعان حرم

پادکست دلنشین المان مدافعان حرم رو بشنوید

درخت درباور و فرهنگ‌ ما جایگاه ویژه و ارزش و تقدسی خاص دارد. از جمله درختانی که برای مردم ایران دارای مفاهیم رمزی و نمادین و دارای قدرت اساطیری بوده، سرو است.

سرو، نماد نامیرایی، مردان بزرگ، جاودانگی، عظمت، نیکی، آزادی و آزادگی است.

سرو جان جوانی است که برای رسیدن به نور، سربلند، قامت راست می‌کند و استوار می‌ایستد.

و چه چیز با ارزش تر از جان انسان است؟

سروهای جوان و نوجوان این آب و خاک، برای رسیدن به نور، برای سرافراز ماندن باورها و چشیدن طعم آزادگی، در هر حادثه‌ای از جان گذشته‌اند.

اگر دهه‌ها قبل باید از مرزهای جغرافیای این سرزمین دفاع می‌کردند، این سال‌ها تبدیل به پاسداران حریم اهل بیت شدند.

آن‌ها به نام مدافعان حرم رفتند تا با تأسی به نور، حافظ حریم و باورهای سبزی باشند که انسان را آزاد و آزاده، آرزو می‌کند..

این سروهای سبز جاوید اگر نبودند، شاید من و تو هم نمی توانستیم بی ترس از انفجار و جنگ و انتحار، به شوق نوروز هفت سین بچینیم و آرامش یک خواب شبانه در خانه‌پدری را به خواب ببینیم.

این سروها، از جان گذشتند تا خدشه‌ای به برگ‌های سبز اندیشه و باور ما وارد نشود.

حالا نوبت ماست که ارزشها این ایثارگران را پاس بداریم و مدافع فرهنگ سرخ جانبازی و شهادت، به پای باورهای ارزشمند و جاودانه، باشیم.

نوبت ماست که هنرمان را خرج ساختن نگارۀ این نمادهای آزادگی کنیم.

ایستگاه مدافعان حرم، جلوه‌ای از همین نیکوداشت و پاسداری است.مجموعه‌ای از سروهای نمادین که نام و مرام مدافعان حرم را بازگو می‌کند. با  قرارگرفتن در محل این سازه و فرستادن صلوات، نورهایی روی درختان سرو روشن می شود و با تعدد افراد و بیشتر شدن صدای صلوات نور، تا بالای درختان سرو روشن می شود.

نننن

معرفی المان مهمان نوازی

المان مهمان نوازی

پادکست دلنشین المان مهمان نوازی رو بشنوید

روزهای زیادی در چهارفصل سال، شهر ما قدم‌های سبز مهمان‌هایی را انتظار میکشد که به شوق زیارت تا حرم سفر می‌کنند. شهر ما با نگاهی پر از اشتیاق پیشوازی از مهمان‌هایی را انتظار میکشد که بهترین میزبان دنیا را دارند. چه بهانه‌ای بهتر از حضور این همه مهمان، که به مهمان نوازی و راه و رسمش، بپردازیم.

در باور ما، ضيافت، مهماندارى و مهمان‌نوازی، نشانۀ جوان مردی و سخاوت است. دست و دل باز بودن و سفره‌ای گشوده داشتن هم يكى از برجسته‌ترین ارزش‌های انسانى و مكارم اخلاقی‌ست.  در باور ما، مهمان، نه تنها روزىِ خودش را می‌آورد، بلکه برکتی ویژه هم به قصه روزی میزبانش می‌بخشد. می‌گویند مهمان حبیب خداست.

در قصه‌ها اگر کسی در پذیرایی از مهمان شرایط ادب و احترام را به جای می‌آورد، می‌گفتند مهمان‌نواز است. آدم‌های مهمان‌نواز در هرجامعه ای به‌عنوان انسان‌های اجتماعی شناخته می‌شوند و شان اجتماعی بالاتری دارند. مهمان نوازی تنها پذیرایی ویژه و به زحمت انداختن خودت برای مهمان داری نیست؛ بلکه خوش‌رویی و احترام است که از ما یک میزبان شایسته می‌سازد.

اگر چه در نوروز و چه در باقی روزهای سال، مهمانی ها با آداب ویژه و درست خودش برگزار بشود، پیوند دوستی و برادی را بین مهمان و میزبان قوی تر می‌کند مهمانی که نمک گیر سفرۀ صاحبخانه است، نمکدان نمی‌شکند و حق و حرمت سفره دار را به جا می‌آورد. و خوش به سعادت آنها که این روزها به مهمانی حضرت رضا مشرف می‌شوند و طعم احسان چنین میزبانی را می‌چشند…!

ایستگاه مهمان‌نوازی سازه‌ایست برای به تصویر کشیدن یک خانواده که در حال تدارک و پذیرایی از مهمان هستند. در این فضا هم‌زمان با پخش موسیقی، وسایل پذیرایی دست شخصیت‌ها حرکت می کند. مخاطب می‌تواند با چرخاندن یک اهرم شخصیت‌های حاضر در این سازه را به حرکت در آورند.

در این سازه شخصیتی در حال خواباندن نوزاد، شخصیت دیگری در حال پذیرایی با سینی و دیگری در حال پذیرایی با ظرف میوه به چشم می‌خورد.