ایستگاه سیاووش

پادکست دلنشین ایستگاه سیاووش رو بشنوید

داستان سیاوش بدون تردید یکی از شورانگیزترین و غم آلوده ترین، داستان‌های شاهنامه فردوسی، است.  سیاوش فرزند کاووس، شاه خیره سرِ کیانی است که پس از زاده شدن، رستم او را به زابل برده، رسم پهلوانی، فرهیختگی و رزم و بزم بدو می آموزد.

در بازگشت، سودابه، همسر کاووس شاه، به سیاوش دل می بندد؛ امّا سیاوش که حیا و پاکدامنی و عفاف آموخته، تن به گناه نمی سپارد. داستانی شبیه یوسف و زلیخا این بار در ایران زمین تکرار می‌شود. سودابه، سیاوش را به خیانت و دست درازی متّهم می‌کند.

 سیاوش، برای اثبات بی گناهی خویش، ابراهیم وار از میان آتش می گذرد و از این آزمایش، سرافراز بیرون می آید.

مدتی بعد سیاوش، برای دور ماندن از وسوسه‌های سودابه و خیره سری‌های کاووس، داوطلبانه، از جانب پدر برای جنگ با افراسیاب به سوی توران زمین فرستاده می‌شود.

افراسیاب گروگان‌هایی را به نزد او می فرستد و سیاوش آشتی را می پذیرد. از دیگر سو، کاووس از سیاوش می خواهد که گروگان‌ها را بکشد؛ اما سیاوش نمی پذیرد و به توران پناه می برد.

در آنجا با جریره، دختر پیران ویسه (وزیر خردمند افراسیاب) و فرنگیس، دختر افراسیاب ازدواج می کند، از جریره، فرود و از فرنگیس، کیخسرو، زاده می شود.

سیاوش دو شهر “گنگ دژ” و”سیاوش گرد” را در توران بنا می نهد. پس از چندی به تحریک گرسیوز، میانه سیاوش و افراسیاب به تیرگی می گراید و سرانجام، خونِ او مظلوم و بی‌گناه در غربت ریخته می شود.

داستان عبور سیاوش از آتش، حکایتی تاریخی دارد.

درگذشته هنگامی‌که می‌خواستند بی‌گناه را از گناهکار شناسایی کنند، آن شخص باید از میان آتشِ یا از روی آهن گداخته یا … عبور می‌کرد و اگر به سلامت بیرون می‌آمد، بی‌گناهی و پاکی‌اش ثابت می‌شد. این امتحان عجیب و این تراژدی بزرگ امروز هم نمودهای کم و بیش تاثیرگذاری دارد.

این حماسۀ جذاب در ایستگاه سیاوش، در گوشه‌ای از شهر شاهنامه، به تصویر کشیده‌شده است. در سازه ای زیبا، که برداشتی هنرمندانه از داستان عبور سیاوش از آتش در شاهنامه فردوسی است.

سبد خرید