ایستگاه شتربه و بندبه

پادکست دلنشین ایستگاه شتربه و بندبه رو بشنوید

حکایتی معروف به قصۀ شیر و گاو در کتاب کلیله و دمنه است که می‌گوید: بازرگانی بسیار ثروتمند بود . فرزندانش بزرگ شدند، اما از کار و حرفه روی گردان بودند و با ثروت پدر ولخرجی می کردند. خلاصه پدر آن‌ها را نصیحت می کند و از بین فرزندان برادر بزرگ  پیشۀ تجارت و سفر به جاهای دور را انتخاب می کند. همراه این برادر دو گاو بودند نام یکی شنزبه بود و دیگری بندبه. در مسافرت به باتلاقی برخوردند. شنزبه در باتلاق گرفتار شد اما به مرور زمان رها شد و به دنبال چراگاه رفت.

شنزبه به مرتعی سرسبز رسید و آن‌جا در وفور نعمت با شادمانی زندگی تازه‌ای را آغاز کرد. در اطراف آن چمن زار شیری زندگی می‌کرد که تا به حال گاو ندیده بود و از ماغ‌های مستانۀ شنزبه می‌ترسید. گاه که به تصور حیوانات دشت موجودی شکست ناپذیر است خیلی زود از نزدیکان شیر می‌شود.

بین یاران شیر دوشغال به نام‌های کلیله و دمنه هم هستند. دمنه به هوای ارتقای مقام در پیشگاه سلطان شیر، و گرفتن جایگاه گاو، شنزبه را به جنگ با شیر ترغیب می‌کند.

شنزبه فریب شغال را می‌خورد و در جنگ با شیر جان خود را از دست می‌دهد.

شیر از کشتن شنزبه پشیمان می‌شود. اما گذشت زمان دمنه را بد نام و رسوا می‌کند.

شیر به تهمت و ریاکاری او پی می‌برد و به انتقام خون گاو  او را به بدترین شکل می‌کشد؛ چرا که سرانجام فریب و خیانت همیشه ناپسند بوده و پایان بداندیشی همواره رنج و زحمت خواهدبود.

شَترَبه یا شنزبه نام این گاو فریب خورده در داستان کلیله و دمنه است که حالا با برداشتی آزاد چشم‌انداز تازه‌ای برای شهروندان و مسافران شهر مشهد شده است.

ایستگاه شَترَبه و بندَبه به گونه ای طراحی شده است که با وارد شدن مخاطب به داخل محیط آن و نزدیک شده به هریک از کاراکتر ها صدای حیوان مربوط به آن پخش می‌شود.

سبد خرید